






ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را
که طولانی ترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار
میمانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم میدارند تا اندوه غیبت خورشید
و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن
آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.




یلـــــــــــــــــــــــــــــــــــدامبـــــــــــــــــــــارکـــــــــــــــــ


درد نداره عموجون خودت روشل کن


لئوناردو داوينچي موقع کشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشکل بزرگي شد: مي
بايست "نیکی ر"ا به شکل عيسي" و "بدي" را به شکل "يهودا" يکي از ياران
عيسي که هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت کند، تصوير مي کرد.کار را نيمه
تمام رها کرد تا مدل هاي آرماني اش را پيدا کند.
روزي دريک مراسم, تصوير کامل مسيح را در چهرة يکي از جوانان يافت. جوان
را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هايي برداشت. سه سال
گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچي هنوز براي يهودا
مدل مناسبي پيدا نکرده بود…کاردينال مسئول کليسا کم کم به او فشار مي
آورد که نقاشي ديواري را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو ,
جوان شکسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش
خواست او را تا کليسا بياورند , چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او
نداشت. گدا را که درست نمي فهميد چه خبر است به کليسا آوردند، دستياران
سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و
خودپرستي که به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند نسخه برداری کرد
وقتي کارش تمام شد گدا، که ديگر مستي کمي از سرش پريده بود، چشمهايش را
باز کرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه اي از شگفتي و اندوه گفت:
من اين تابلو را قبلاً ديده ام! داوينچي شگفت زده پرسيد: کي؟! گدا گفت:
سه سال قبل، پيش از آنکه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي که در يک گروه
آواز مي خواندم , زندگي پراز رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت کرد تا
مدل نقاشي چهره عيسي بشوم!!!!!!!!
نيکي و بدي يک چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است که هر کدام چه
زماني سر راه انسان قرار بگيرند
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلکه دشواري رسيدن به سهولت است .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتي توبيخ را با تمجيد پايان مي دهيد، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر مي کنند، نه رفتار و عملکرد شما
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سخت کوشي هرگز کسي را نکشته است، نگراني از آن است که انسان را از بين مي برد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر همان کاري را انجام دهيد که هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد که هميشه مي گرفتيد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
افراد موفق کارهاي متفاوت انجام نمي دهند، بلکه کارها را بگونه اي متفاوت انجام مي دهند.
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
پيش از آنکه پاسخي بدهي با يک نفر مشورت کن ولي پيش از آنکه تصميم بگيري با چند نفر .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کار بزرگ وجود ندارد، به شرطي که آن را به کارهاي کوچکتر تقسيم کنيم .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کارتان را آغاز کنيد، توانايي انجامش بدنبال مي آيد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
انسان همان مي شود که اغلب به آن فکر مي کند .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همواره بياد داشته باشيد آخرين کليد باقيمانده، شايد بازگشاينده قفل در باشد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تنها راهي که به شکست مي انجامد، تلاش نکردن است .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دشوارترين قدم، همان قدم اول است .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عمر شما از زماني شروع مي شود که اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آفتاب به گياهي حرارت مي دهد که سر از خاک بيرون آورده باشد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد، بخاطر اين است که شما چيز زيادي از آن نخواسته ايد .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
این گربه ی ناز برای رسیدن به معشوق خودش ازروی دیوارپرازمیخ ردشد.

در مازندران و همسر فخرالدوله دیلمی (۳۸۷ق. ـ ۳۶۶ق.) که پس از مرگ
همسر به پادشاهی رسید او اولین پادشاه زن ایرانی پس از ورود اسلام بود.
او بر مازندران و گیلان ، ری ، همدان و اصفهان حکم می راند.


چقدر منحرف هستید؟(عکس را ببینید تا بفهمید) ،
وقتی تصمیمتون رو گرفتید، توضیح رو مطالعه کنید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
لابد 2 نفر رو در حال عشقبازی دیدید؟!
جالبه بدونید که تحقیقات نشون داده که بچه ها به هیچ عنوان اون 2 نفر رو که شما
دیدید پیدا نمی کنن چون اونا هیچ تجربه مشابهی رو نداشتن.
بچه ها در عکس بالا 9 دلفین کوچیک و بزرگ رو دیدن. پس اینجا به شما ثابت شد
که خیلی هم آدم بی گناهی نیستی.
اما اگر در 6 ثانیه نتونستی دلفین ها رو تشخیص بدی مخت بد جوری داغونه و
احتیاج به کمک داری!

آیا زمانیکه هومن، سارا را ملاقات می کند، این امکان وجود دارد که تنها به فکر یک
دوستی ساده و کاملاً متعارف باشد؟
خانم ها و آقایون در واقع نمی توانند فقط با یکدیگر دوست باشند، می توانند؟
مسلم است که نمی توانند.
همیشه احساسات جنسی تحریک کننده وارد عمل می شوند و آنها را از مسیر
اصلی خارج می کنند؛ در صورت بروز چنین مشکلی، از دست همسر، و یا نامزد
حسود طرفین چه کاری ساخته است؟
همیشه باید در نظر داشت که سیستم بیولوژیک بدن زنان و مردان طوری ساخته
شده است که آگاهانه و یا ناآگاهانه، از خود نسبت به یکدیگر کشش نشان می
دهند.
چند سال پیش یک تحقیق گسترده که توسط دکتر "دان امیرا" استاد جامعه
شناسی دانشگاه والتر منتشر شد، 4 مقوله را که منجر به دلایل عدم برقراری
دوستی - حتی انواع سالم آن - میان خانم ها و آقایون می شد را به طور مفصل
مورد تحقیق و بررسی قرار داده بودند. ما در این قسمت نگاهی اجمالی به 4 مورد
فوق خواهیم داشت:
عدم توانایی تشریح دلیل برقراری رابطه
ترس از ایجاد احساسات جنسی و بروز جذابیت جنسی
عدم توانایی طرفین در برقراری اصل مساوات نسبت به یکدیگر
واکنشهای اجتماعی نسبت به یک رابطه غیر رمانتیک
تمام موارد بالا تنها حاکی از یک مطلب هستند: (اینجا چه خبر است؟ آنها فکر
میکنند کی هستند؟ نمی خواهند قبول کنند که از نظر جنسی نسبت به یکدیگر
کشش دارند!)
بگذارید با واقعیت روبرو شویم. تفاوت زیادی میان جنس های مختلف وجود دارد و
زمانیکه یک زن و یک مرد با یکدیگر برخورد پیدا می کنند، تمام این تفاوت ها معنا
پیدا کرده و مانع برقراری ارتباط متعارف میان آنها می شوند.
اما می توان از دید دیگری نیز به این قضیه نگاه کرد و با قاطعیت اظهار داشت که
ادعای فوق الذکر صحت ندارد.
50 سال پیش اگر هومن و سارا با یکدیگر آشنا می شدند، هومن به عنوان نان آور
خانه شناخته می شد و سارا هم صرفاً خانم خانه به شمار می رفت. آنها
مشابهت های زیادی نداشتند و در عین حال موقعیت های زیادی هم برای آنها به
وجود نمی آمد که بتوانند به واسطه آن مشترکاتشان را پیدا کرده و مطابق با آنها
عمل کنند.
آنها در طی زندگی روزانه خود، هیچ گاه با یکدیگر تعامل اجتماعی خاصی نداشتند،
مگر اینکه می خواستند به مجالس مذهبی بروند، در یک جشن عمومی شرکت
کنند و یا برای بقای نسل بشر تلاش کنند ( که البته باید اضافه کرد، مورد اخیر از
اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد)
این موارد همه مربوط به زمان گذشته بود و اما حالا:
در قرن 21 خانم ها و آقایون برای رسیدن به آرزوهایشان پا را فراتر از مرزهای
خانه میگذارند و می توان گقت که در بیشتر موارد تساوی میان این دو جنس
رعایت میشود. در سال 1383 هومن و سارا را مشاهده می کنیم که پا به پای
هم در دفتر، مشغول به کار هستند.
آنها دوشادوش هم در پشت میز هیئت مدیره پیرامون مسائل حساس کاری بحث
میکنند. در موقع کوه پیمایی، پا به پای هم تا نوک قله پیش می روند. شاید فرصت
این را نداشته باشند که رودر رو درمورد هر مسئله ای با هم صحبت کنند، اما پای
رایانه های شخصی خود می نشینند و در اتاق های گفتگوی عمومی (chat room)
در مورد مسائل مختلف با هم بحث می کنند.
بنابراین امروزه نه تنها سارا و هومن به راحتی می توانند به مشترکات میان خود پی
ببرند، بلکه با اتکا به این روش به راحتی قادرند یک رابطه کاملاً سالم را نیز با یکدیگر
برقرار کنند. از سوی دیگر باید توجه داشت که جامعه نیز از یک چنین روابطی
حمایت می کند.
کارشناسان معتقدند که دوستی های سالم میان دو جنس مخالف نه تنها باعث
میشود که آنها از زندگی لذت ببرند، بلکه روابط افراد را با خانواده و همسرانشان نیز
بهبود می بخشند.
شاید جالب باشد که بدانید آقایون تمایل بیشتری به برقراری دوستی با جنس
مخالف از خود نشان می دهند. در یک تحقیق خصوصی که در "لانگ آیلند" ایالت
نیویورک انجام شد، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که به طور کلی نسبت
دوستی های آقایون با خانم ها، خیلی بیشتر از دوستی آنها با همجنسان
خودشان می باشد.
آقایون اظهار می داشتند که ترجیح می دهند احساست خود را به خانم ها مطرح
کنند و مشکلاتشان را با آنها در میان بگذاند؛ کاری که کمتر اتفاق می افتد بتوانند با
دوستان همجنس خود انجام دهند.
تمام این تبادل نظرها که از دیدگاه آقایون جذاب شناخته می شود - و شاید در نظر
خانم ها تنها "جنسی" جلوه کند - در مورد خانم ها کاملاً متفاوت است. اگر از زنان،
دلیل تمایل آنها به برقراری رابطه دوستی با مردان را جویا شویم، با پاسخ کاملاً
متفاوتی مواجه خواهیم شد. آنها اظهار می دارند که اولاً در زمان برقراری رابطه با
آقایون، مجبور به حمایت از آنها نیستند و در ثانی طرف مقابل خود به عنوان نوعی
حامی محسوب می شوند، بنابراین خانم ها این را بطه را دوست می دارند.
خانم ها در کنار آقایون به راحتی می توانند به احساس امنیت و آرامشی که آرزو
دارند، دست پیدا کنند. حس حمایتی که یک دوست مذکر می تواند به یک خانم
بدهد، خیلی بیشتر از حس پشتیبانی است که خانم می تواند از طرف برادر
بزرگترش دریافت کند. همچنین برخی از خانم ها معتدند که به واسطه برقراری
رابطه دوستی با آقایون میتوانند به درستی دریابند که "طرز تفکر حقیقی مردها
بر چه اصولی استوار است؟"
پس با این حساب آیا هومن، سارا را می خواهد؟ بله درست است، حق کاملاً با
شماست. اگر نتواند آنطور که فکر می کند با او ارتباط برقرار کند، دوستی متعارف
میتواند جایگزین مناسبی برای این قضیه باشد. متشکرم!
تا به حال توجه كرده اید كه ایمیل ممكن است شخصیت شما را نشان دهد و از روی محتوای ایمیملتان
مخاطب تشخیص دهد كه شما به زندگی دلسرد هستید.
خیلی از افرادی را كه ما به آنها ایمیل میدهیم، شاید هرگز ندیده باشیم یا صدایشان را نشنیده باشیم.
اگر نسبت به قضاوتهایی كه از روی ایمیل ما یا محتویات آن میشود، آشنا باشیم، ارتباط صحیحتری میتوان
برقرار كرد و از سوی دیگر درك بهتری از پاسخهایی كه به ما میدهند پیدا خواهیم كرد.
آن دسته از نویسندگانی كه ایمیلهایشان، غلط بیشتری دارد، افراد دلسردی به نظر میآیند. نامههایی كه با
سوم شخص نوشته میشود (مثلا «گروه تصمیم گرفته است...» به جای اینكه بگوید «ما تصمیم گرفتهایم...»)
به نظر رسمیتر میآیند و نشاندهنده مقام بالاتر نویسنده است. عوامل بسیاری در انتقال احساس و لحن
نویسنده به مخاطب تاثیرگذار است.
استفاده از سومشخص به همراه تعداد بالای علامت سوال میتواند نشاندهنده خشم نویسنده باشد.
نویسندگانی كه از علامتگذاری و علامت تعجب زیاد استفاده میكنند روحیه زنانه و شادتری دارند.
به عقیده مك آندرو، علامتگذاری لحن ایمیل را نشان میدهد. اینكه از اول شخص استفاده كنیم یا سوم
شخص، مطلب را تاثیرگذارتر میكند.
آنچه كه ما در ایمیل پاسخ میدهیم دقیقا مانند هر گفتمان نوشتاری دیگری است. فقط زمانی كه نویسنده
به ایمیل سریع جواب میدهد با زمانی كه او با دقت و حوصله یك نامه دستنوشته را مینویسد، تفاوت وجود
دارد. البته نه از نظر محتوا بلكه از این نظر كه درانتخاب لحن و سبك دقت بیشتری به خرج میدهد.
نوع اول: مرد خودخواه و متعصب افراطی

نوع دوم: مرد عصبی مزاج

نوع سوم : شوهر سختگیر و بی گذشت در امور مالی
نوع چهارم : مردی که سریع و آسان دروغ می گوید!

نوع پنجم : مردان فراری از میدان مبارزه!
نوع ششم : مردان نامنظم و بی ادب در نزاکت!
نوع هفتم : مردانی متعلق به خویشاوندان خود!

نوع هشتم : مردان راحت طلب!

اگه حوصله داشتی متن کاملش توادامه ی مطلب هست.
ادامه مطلب







شیخ به پاره ای از مریدانش دستور داد تا برای رسیدن به صبر،
چهل روز در بیابان معتکف بشدندی، مریدان شوریده حال شدندی
و از شیخ پرسیدندی که یا شیخ، راه دیگری هم برای به دست آوردن
صبر موجود باشند؟
.gif)
شیخ فرمود آری یک ساعت از اینترنت پر سرعت ایران استفاده کردندی*
.gif)
*مریدان همی نعره ای کشیدندی و راه بیابان پیش گرفتندی!!!!!!!!!!!!

نظر شما چیه؟ کدوم بهتره؟


قبل از ازدواج : خوابیدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج : بیدار شدن زودتر از خورشید
نتیجه اخلاقی : سحر خیز شدن
قبل از ازدواج : رفتن به سفر بی اجازه
بعد از ازدواج : رفتن به حیاط با اجازه
نتیجه اخلاقی : معتبر شدن
قبل از ازدواج : خوردن بهترین غذاها بی منت
بعد از ازدواج : خوردن غذا های سوخته با منت
نتیجه اخلاقی : تقویت معده
قبل از ازدواج : استراحت مطلق بی جر و بحث
بعد از ازدواج : كار كردن در شرایط سخت
نتیجه اخلاقی : ورزیده شدن
قبل از ازدواج : دید و بازدید از اماكن تفریحی
بعد از ازدواج : سر زدن به فامیل خانوم
نتیجه اخلاقی : صله رحم
قبل از ازدواج : آموزش گیتار و سنتور و غیره
بعد از ازدواج : آموزش بچه داری و شستن ظرف
نتیجه اخلاقی : همدردی با مردها
قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جیبی از پاپا
بعد از ازدواج : دادن كل حقوق به خانوم
نتیجه اخلاقی : مستقل شدن
قبل از ازدواج : ایستادن در صف سینما و استخر
بعد از ازدواج : ایستادن در صف شیر و گوشت
نتیجه اخلاقی : آموزش ایستادگی
قبل از ازدواج : رفتن به سفرهای هفتگی
بعد از ازدواج : در حسرت رفتن به پارك سر كوچه
نتیجه اخلاقی : امنیت كامل.
آیا هیچ وقت آدمهای شاد و موفقی را که به رویاهایشان رسیدهاند ، دیدهاید؟ تا
حالا دلتان خواسته از آنها بپرسید نظرشان درباره خودشان چیست و اصلا دنیا را
چطوری میبینند؟ سالهاست که درخصوص افراد استثنایی که در تجارت، ورزش و دیگر رشتهها موفقند، تحقیق میشود. در این سالها بعضی باورهای مهم و اساسی درباره این انسانهای موفق سالم و شاد به اثبات رسیده است.
اگر شما هم دوست دارید شادتر باشید و زندگی در کنترل خودتان باشد، بهتر است با ما همراه شوید و چند هفتهای را با این ۶ باور مهم طی کنید. باروهای ما پنجرهای هستند که ما از آن به دنیا نگاه میکنیم.
آنها تمام زمینههای زندگیمان را شکل میدهند. اگر تصمیم بگیرید با نظر مثبت به زندگی نگاه کنید، دیدگاه شما خوشبینانه و قدرتمند میشود و خیلی زود از این طرز برخورد با دنیای اطرافتان بهره میبرید.
خودتان بهتر از هر کسی خودتان را میشناسید: مردی یک شب کلید خانهاش را گم کرده بود و نمیتوانست وارد خانه شود. او بیرون منزل در نور چراغ کوچه دنبال کلیدش میگشت. کمی بعد همسایهاش او را دید و به کمک او آمد تا با هم کلید را پیدا کنند. اما بیفایده بود. پس از کلی جستجو همسایه از او پرسید: اگر تو کلید را در منزل گم کردهای، چرا در خیابان دنبال آن میگردی؟ مرد پاسخ داد: چون در خیابان نور بیشتر است! حالا تصور کنید شما جهت و معنای زندگی را گم کردهاید. اگر از مردم بپرسید اهداف شما در زندگی چه باید باشد، درست مثل این است که در خیابان دنبال کلیدی بگردید که درخانه جا گذاشتهاید. هیچکس به شما نمیتواند بگوید چطور به زندگیتان معنا ببخشید. روش دیگران به درد شما نمیخورد. شما باید درون خودتان را جستجو کنید. حتی اگر یک عمر برای یافتن پاسخهای خود جای دیگری را جستجو کردهاید، به محض این که به درون خودتان رجوع کنید، میبینید که پاسخ سوالهای زندگی برای شما روشن میشود.
اگر گام به گام پیش بروید، به هر چه بخواهید میرسید:
حقیقت این است که هر نوع مهارتی را میتوان یاد گرفت، هر مشکلی را میشود حل کرد و هر کاری را میتوان به نتیجه رساند، فقط اگر مرحله به مرحله پیش بروید و کارهای بزرگ را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کنید. وقتی یک کار بزرگ را به چند مرحله کوچکتر تقسیم کنید، انجام آن آسانتر میشود و دیگر به نظرتان سنگین نیست. ما ناخودآگاه در بسیاری موارد این کار را انجام میدهیم. مثلا وقتی قرار است یک شماره تلفن را به خاطر بسپاریم، اعداد آن را ۳ تا ۳ تا یا ۲ تا ۲ تا حفظ میکنیم.
نکته مهم آن است که اگر میخواهید دیوار بین خود و رویاهای زندگیتان را بردارید، بهترین کار آن است که آجر به آجر پیش بروید تا به هدفتان برسید.
اگر روش شما جوابگو نیست، آن را عوض کنید:
دکتر اسپنسر جانسون، نویسنده کتاب چه کسی پنیر من را برداشت، فرق بین آدمها و موشها را این طور توصیف میکند. وقتی یک موش حس میکند تلاشهایش به نتیجه نمیرسد، روش خود را عوض میکند، اما وقتی آدمها حس میکنند کاری که انجام میدهند به نتیجه نمیرسد، عصبانی و خسته میشوند و دوست ندارند روش خود را عوض کنند. حتی گاهی اگر کسی راهکار تازهای را به آنها نشان دهد، حالت دفاعی به خود میگیرند و میگویند: «من همیشه این کار را همین طور انجام دادهام. «یا» من آدمی این مدلی هستم.» در اصل این آدمها از پذیرفتن راهکار تازه و انجام آن میترسند و حس میکنند ترسشان به این معناست که دیگر روشها اشتباه است.
همیشه آنچه به نظر ما طبیعی و صحیح به نظر میرسد، در اصل محصول باورهایتان است و به ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امکانات پیش رویمان یا تخمین صحیحی از تواناییهایمان است. اگر واقعا میخواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست بیاورید باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود کشیدهاید، پا را فراتر بگذارید و راهکارهای متفاوتی را امتحان کنید.
شکست وجود ندارد:
تنها شکستی که در زندگی وجود دارد، این است که دست از یادگیری بردارید. جز این مورد هر نتیجهای که پیش رویتان میآید، بازتابی است که به شما میگوید آیا راهکار انتخابی شما را به هدف نزدیکتر کرده یا دورتر. آدمهایی که به اهدافشان میرسند، یک خصوصیت مشترک دارند، آنها از شکست و اشتباه نمیترسند، چون میدانند هر اشتباه یا شکست فرصتی است برای یادگیری که باید از آن استفاده کرد شکست، لازمه یاد گرفتن است.
شما همین حالا در حال شکل دادن به آیندهتان هستید:
تفاوت بارزی که میان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، این است که افراد موفق در حال زندگی میکنند اما افراد ناموفق در گذشته سیر میکنند. اگر دائم به گذشته بچسبید، تمام زیباییها و فرصتهایی را که زندگی در حال حاضر به شما ارزانی کرده از دست میدهید. اگر هم در حال زندگی کنید بسرعت میتوانید فرصتهای رسیدن به اهدافتان را صید کنید.
مهم نیست در گذشته چقدر تلاش کردهاید. هر لحظه از هر روز زندگی فرصت تازهای است تا به خوشبختی و موفقیت نزدیکتر شوید.
اگر بار دیگر ترسهای قدیمی و باورهای محدودکننده مانع شادی و موفقیت شما شدند، آنها را در ذهنتان متوقف و در درونتان افکار مثبت و خوشبینانه را جایگزین افکار منفی کنید. قدرت باورهای مثبت آنقدر زیاد است که میتوانید به کمک آنها از تمام لحظات زندگی پلی برای موفقیت بسازید.
حدس بزنید در تصاویر زیر کدام یک پسر و کدام یک دختر هستند!

تمامی افراد در تصاویربالا پسر میباشد و تصاویر بالا مربوط به مراسم
missladyboys –
دختر شایسته پسرها در تایلند است
که در آن پسر ها خود را شبیه دختر ها آرایش میکنند

ببخشیدکه یه ذره موردداره!


با سلام خدمت معلم عزيزم و عرض تشکر از زحمات بي دريغ اولياء و مربيان مدرسه که در تربيت ما بسيار زحمت ميکشند و اگر آنها

نبودند معلوم نبود ما الان چه بوديم.
اکنون قلم به دست ميگيرم و انشاي خود را آغاز ميکنم. البته واضح و مبرهن است
که اگر به اطراف خود بنگريم در ميابيم که گاو بودن فوايد زيادي دارد.
من ديشب خيلي در اين مورد فکر کردم و به اين نتيجه رسيدم که مهمترين
فايده ي گاو بودن اين است آدم نيست، بلکه گاو است.
بياييد يک لحظه فکر کنيم که ما گاويم. ببينيم چقدر گاو بودن فايده دارد.
مثلا در مورد همين ازدواج که اين همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته
و نرفته و برگشته و... درست ميکنند.
هيچ گاو مادري نگران ترشيده شدن گوساله اش نيست. همچنين ناراحت نيست
اگر فردا پسرش زن بگيرد، عروسش پسرش را از چنگش در مي آورد.
وقتي گاوي که پدر خانواده است ميخواهد دخترش را شوهر دهد، نگران
جهيزيه اش نيست.
نگران نيست که بين فاميل و همسايه آبرو دارند. مجبور نيست به خاطر اين که پول
جهاز دخترش را تهيه نمايد، براي صاحبش زمين اضافه شخم بزند يا بدتر از آن
پاچه خواري کند.
گوساله هاي ماده مجبور نيستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله هاي نر را به
دست بياورند تا به خواستگاريشان بيايند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به
خواستگاري آنها بروند.
از طرفي هيچ گوساله ماده اي نميگويد که فعلا قصد ازدواج ندارد و ميخواهد ادامه
تحصيل دهد. تازه وقتي هم که عروسي ميکنند اينهمه بيا برو،بعله برون،
خواستگاري، مهريه، نامزدي، زير لفظي، حنا بندان، عروسي
، پاتختي، روتختي، زير تختي، ماه عسل، ماه..زهر،
طلاق و طلاق کشي و... ندارند.
گاوها حيوانات نجيب و سر به زيري هستند.آنها چشمهاي سياه و درشت و
خوشگلي دارند..
هيچ گاوي نگران کرايه خانه اش نيست. نگران نيست نکند از کار اخراجش کنند.
گاوها آنقدر عاقلند که ميدانند بهترين سالهاي عمرشان را نبايد پشت کنکور
بگذرانند.
گاوها بخاطر چشم و همچشمي دماغشان را عمل نمي کنند. شما تا حالا
ديده ايد گاوي دماغش را چسب بزند؟
شما تا حالا ديده ايد گاوي خط چشم بکشد؟
گاوها حيوانات مفيدي هستند و انگل جامعه نيستند. شما تا کنون يک گاو معتاد
ديده ايد؟
گاوي ديده ايد که سر کوچه بايستد و مزاحم ناموس مردم شود؟ آخر گاوها
خودشان خواهر و مادر دارند.
ما از شير، گوشت، پوست، حتي روده و معده ي گاو استفاده ميکنيم.
تا حالا شما گاو بيکار ديده ايد؟ آيا ديده ايد گاوي زيرآب گاو ديگري را پيش
صاحبش بزند؟
تا حالا ديده ايد گاوي غيبت گاو ديگري را بکند؟
آيا تا بحال ديده ايد گاوي زنش را کتک بزند يا گاو ماده اي شوهر خواهرش را به رخ
شوهرش بکشد؟ و مثلا بگويد از آقاي فلاني ياد بگير. آخر توهم گاوي؟! فلاني گاو
است بين گاوها..
تازه گاوها نياز به ماشين ندارند تا بابت ماشين 12 ميليون پول بدهند و با هزار
پارتي بازي ماشينشان را تحويل بگيرند و
آخرش هم وسط جاده يه هويي ماشينشان آتش بگيرد.
هيچ گاوي آنقدر گاو نيست که قلب ديگري را بشکند.
ديده ايد گاو نري به خاطر به دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگويد:
عاشقت هستم"!! سرت سر شير است و دمت دم پلنگ !!
ديده ايد گاو پدري دخترش را کتک بزند!؟
گاو ها در جامعه شان فقر ندارند. گاوها اختلاف طبقاتي ندارند. دخترانشان به
خاطر وضع بد خانواده خود فروشي نميکنند.
آنها شرمنده زن و بچه شان نميشوند. رويشان را با سيلي سرخ نگه نميدارند.
هيچ گاوي غصه ي گاوهاي ديگر را نميخورد.
هيچ گاوي غمباد نميگيرد. هيچ گاوي رشوه نميگيرد. هيچ گاوي اختلاس نميکند.
هيچ گاوي آبروي ديگري را نميريزد.
هيچ گاوي خيانت نميکند. هيچ گاوي دل گاو ديگري را نميشکند. هيچ گاوي دروغ نميگويد.
اگر بخواهم در مورد فوايد گاو بودن بگويم، ديگر زنگ انشاء ميخورد و نوبت بقيه
نمي شود که انشايشان را بخوانند.
اما به نظر من مهمترين فايده گاو بودن اين است که ديگر آدم نيستند...
لباس ما از گاو است، غذايمان از گاو، شير و پنير و کره و خامه و....
همه از گاو است.
ولي...
هيچ گاوي
نگفت: من
گفت :ما





مردها علیرغم سرو صداهای مردسالارانه خود که به صورت ژنتیک و بد آموزی به جنس خشن معروف شده اند وجودهای شکننده و رو به انقراضی هستند که اگر چنین شود باید بیشتر مراقب آنان بود.
دلایل چندی بر این ادعا مطرح می شود که بعضی از آنهابه شرح زیر است :
۱٫ تعداد مردها در کل همیشه کمتراز زنان بوده و هست.
۲٫ نوزاد مذکر آسیب پذیرتر از نوزاد مونث است.
۳٫ جنس نر دیرتر از جنس ماده بالغ می شود و زودتر از بلوغ خارج می شود.
۴٫ نطفه اگر مذکر باشد به هنگام لقاح شکنندگی بیشتری نسبت به نطفه مونث دارد.
۵٫ مرگ و میرمردان در اثر بیماریهای استرس زا (مانند سکته های قلبی و مغزی) بیشتر از زنان است.
۶٫ پاره ای از متخصصین علم ژنتیک بر این باورند که در ترکیب کروموزوم های جنسی غلبه ایکس ها بر ایگرگ ها به نسبت دو به یک است. ( یک ایکس اززن و یک ایکس یا ایگرگ از مرد)
۷٫ اصطکاک مردها با مشاغل زمخت موجب استهلاک بالاتر آنها نسبت به زنان می شود.
براین اساس شاید بتوان چنین نتیجه گیری کرد که اولا کمیت مردها کمتر از زنان است، ثانیا کیفیت مردان رو به ضعف ژنتیک دارد (یعنی مردها در حال ملوس شدن هستند) و لذا ملاحظه می شود که تعداد دختران مجرد بیشتر از پسران مجرد است .
بزهااین جوری می خندند

انتخاب بر اساس شخصیت خودروها آنها را انتخاب می کنند.
خودروها و شخصیت هایشان: خودروی "می باخ" با شخصیت سلطه جو "کرایسلر 300C" با شخصیت مردانه "نیسان میکرا" با شخصیت زنانه "تویوتا آیگو" با شخصیت کودکانه BMW 3 با شخصیت بالغ "کیا پیکانتو" با شخصیت غمگین "کرایسلر کراسفایر" با شخصیت خشمگین فولکس سوسکی با شخصیت شاد 





.: Weblog Themes By Pichak :.




